09915819830

جمعه 24 آبان 1398

داستان کوتاه صوتی کنکور
    
بازدید: 485
    
قیمت : 0 تومان
    

سال منتهی به کنکور، یه روز برادرم بهم گفت:
«بیا اتاقم. دو کلوم حرف حساب با هم بزنیم».

رفتم اتاقش (که در واقع اتاق خودمم بود وگرنه کلا خونه ما یه دونه اتاق داره و ما ۶تا بچه‌ایم).

رفتم داخل اتاق. گفتم: «چی شده داداش؟ چه خطایی از من سر زده؟ اجازه بده دستت رو ببوسم». فهمید جوگیر شدم. نامردی نکرد و اجازه نداد.

گفت: «این چه طرز درس خوندنه؟ این چه ترازاییه تو آزمون‌هات آوردی؟ روزی چند ساعت ميخونی؟».

دریافت فایل : konkoor[sherangiz.com].mp3

قیمت نهایی : 0 تومان

  نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید مدیر سایت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شعرانگیز می باشد

طراحی سایت و سئو : مرکز طراحی وب زئوس